ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

243

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) ثروتمندان اهل جزيه چهل و هشت درم و بر اشخاص متوسط بيست و چهار درم و براى فقراى ايشان دوازده درم جزيه تعيين كرد و گفت براى فقراى ايشان ماهى يك درم زياد نيست . مبلغ خراج منطقهء سواد و جبل به روزگار عمر بالغ بر يكصد و بيست ميليون درم واف بود و هر درم واف معادل يك درم و دو دانگ و نيم است ، و او نخستين كسى است كه مناطقى مانند كوفه و بصره و جزيره و شام و موصل و مصر را به صورت شهر در آورد و اعراب را در آن شهرها سكونت داد و زمينهاى كوفه و بصره را ميان قبايل تقسيم كرد و نخستين كس است كه در شهرستانها قاضى منصوب كرد ، و هم نخستين كس است كه ديوان را مرتب ساخت و نام مردم را در ديوان به ترتيب قبايل نوشت و عطاى آنان را از غنايم و خراج مشخص ساخت ، و براى شركت كنندگان در جنگ بدر مزاياى خاصى معمول داشت و آنان را بر ديگران ترجيح و برترى داد و بر حسب قدر و منزلت و تقدم ايشان در اسلام ميزان دريافتى آنان را تعيين ساخت . همچنين عمر نخستين كس است كه از مصر به وسيلهء كشتى گندم و ديگر مواد خوراكى را به سواحل درياى احمر آورد و از آن جا به مدينه حمل كرد . عمر هر گاه فرماندارى را به شهرى اعزام مىداشت ، مال و ثروت او را مىنوشت و مكرر پس از اينكه برخى از ايشان را عزل مىكرد اموالشان را تقسيم و مصادره مىكرد از جمله نسبت به سعد بن ابى وقاص و ابو هريره اين كار را كرد . برخى از اصحاب رسول خدا ( ص ) مانند عمرو بن عاص و معاوية بن ابو سفيان و مغيرة بن شعبه را به حكومت مىگماشت و كسانى را كه از آنان برتر و فاضل‌تر بودند ، چون على ( ع ) و عثمان و طلحه و زبير و عبد الرحمن بن عوف را و كسان ديگرى چون ايشان را به كار نمىگماشت و مدعى بود كه آن گروه از ايشان در كار نيرومندتر و بيناترند و خودش بر ايشان اشراف بيشترى دارد و هيبت او را رعايت مىكنند و چون به او گفته شد چرا بزرگان اصحاب را به كار و عمل نمىگمارى ؟ گفت : خوش نمىدارم آنان را به اين كارها آلوده كنم . ! [ 1 ] همچنين عمر براى نخستين بار آرد خانه يا نان خانه را فراهم آورد و آرد و سويق و خرما و كشمش و چيزهاى ديگرى را كه اشخاص غريب و تنها نياز داشتند در آن خانه نهاد كه مورد استفاده آنان و ميهمانان عمر قرار گيرد . همين كار را در راه ميان مكه و مدينه هم

--> [ 1 ] . قبلا هم يك بار متذكر شدم كه در ترجمهء كتاب طبقات قرار بر نقد و بررسى نيست ولى ملاحظه مىكنيد كه بهانه چه قدر ياوه است . خود جناب خليفه مهمترين آلودگى را به تعبير خودش داشته است ولى نمىخواسته‌اند ديگر بزرگان آلوده شوند ! چنين نبوده است برخى از اين بزرگان از پذيرش شغل خوددارى مىفرموده‌اند . - م .